پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

stage

مرحله به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مرحله
  • فاز

معنی و کاربرد

  1. مرحله

    noun — اسم
    English meaning

    A point, period, or step in a process or development.

    گام یا دوره‌ای در یک فرایند

    • The project is at an early stage.

      پروژه در مرحله آغازین است.

    • We passed the first stage of the exam.

      ما مرحله اول آزمون را گذراندیم.

  2. صحنه

    noun — اسم
    English meaning

    A raised platform where actors perform.

    جای اجرای نمایش

    • The actors walked onto the stage.

      بازیگران روی صحنه رفتند.

    • She has never been on stage.

      او هرگز روی صحنه نبوده است.

شکل‌های واژه

plural
stages

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • phase
  • step

واژه‌های مرتبط