انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
piety
تقوا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تقوا
- پرهیزگاری
- خداپرستی
معنی و کاربرد
تقوا
noun — اسمEnglish meaningDevoutness; reverence for God and moral living.
پرهیزگاری دینی
He is known for his piety.
او به تقوا شناخته میشود.
Piety guides her actions.
تقوا راهنمای کردار اوست.
They admired his piety.
تقوای او را میستودند.
هممعنیها (انگلیسی)
- devoutness
- godliness
متضادها (انگلیسی)
- sinfulness
ترکیبهای رایج
- fear of God