پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

power

قوه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قوه
  • نیرو
  • توان

معنی و کاربرد

  1. قوه

    noun — اسم
    English meaning

    A faculty or capacity of the mind or body, such as the power of reasoning.

    توانایی ذهنی یا جسمی

    • The power of imagination sets humans apart.

      قوهٔ تخیل انسان را متمایز می‌کند.

    • He lost the power of speech.

      او قوهٔ نطق خود را از دست داد.

    • Memory is a wonderful power of the mind.

      حافظه قوهٔ شگفت‌انگیزی از ذهن است.

  2. قوه

    noun — اسم
    English meaning

    A branch of government or an organized authority.

    یکی از قوای حکومت

    • The judiciary is a separate branch of power.

      قوهٔ قضائیه شاخهٔ جداگانه‌ای از قدرت است.

    • The executive power implements the laws.

      قوهٔ مجریه قوانین را اجرا می‌کند.

شکل‌های واژه

plural
powers

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • faculty
  • capacity
  • force

متضادها (انگلیسی)

  • weakness

ترکیب‌های رایج

  • power of speech
  • executive power
  • mental power

یادداشت کاربرد

قوه هم به معنای توانایی و نیرو است و هم به معنای شاخه‌ای از حکومت.

واژه‌های مرتبط