پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

precious

گرانمایه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گرانمایه
  • گران‌بها
  • ارزنده

معنی و کاربرد

  1. گرانمایه

    adjective — صفت
    English meaning

    Of great value, either because of high cost or because of being highly treasured.

    بسیار ارزشمند و باارزش

    • Health is more precious than wealth.

      تندرستی از ثروت گرانمایه‌تر است.

    • She gave him a precious gift.

      او هدیه‌ای گرانمایه به او داد.

    • Time is a precious resource.

      زمان منبعی گرانمایه است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • valuable
  • cherished
  • treasured

متضادها (انگلیسی)

  • worthless
  • cheap

ترکیب‌های رایج

  • precious time
  • precious metals
  • precious memories

یادداشت کاربرد

گرانمایه یعنی بسیار باارزش، چه از نظر مادی و چه معنوی.

واژه‌های مرتبط