پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

predicament

مخمصه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مخمصه
  • گرفتاری
  • تنگنا

معنی و کاربرد

  1. مخمصه

    noun — اسم
    English meaning

    A difficult or unpleasant situation from which escape is hard.

    در مخمصه افتادن

    • He found himself in a predicament.

      او خود را در مخمصه یافت.

    • She helped him out of the predicament.

      او به او کمک کرد از مخمصه بیرون آید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dilemma
  • trouble

متضادها (انگلیسی)

  • ease

ترکیب‌های رایج

  • in a predicament

واژه‌های مرتبط