پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

principle

اصل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اصل
  • اساس
  • قاعده

معنی و کاربرد

  1. اصل

    noun — اسم
    English meaning

    A fundamental truth or rule that serves as the basis for something.

    پایه و قاعدهٔ اساسی

    • Honesty is an important principle.

      صداقت اصلی مهم است.

    • He is a man of principle.

      او مردی اصولی است.

شکل‌های واژه

plural
principles

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • rule
  • basis
  • fundamental

ترکیب‌های رایج

  • in principle
  • basic principle
  • moral principle

یادداشت کاربرد

اصل هم به معنای ریشه و اساس و هم به معنای قاعده و قانون است.

واژه‌های مرتبط