انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
profound
عمقی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عمقی
- ژرف
- گود
معنی و کاربرد
عمقی
adjective — صفتEnglish meaningVery great or deep; penetrating deeply.
توصیف معنا یا تأثیر
The book had a profound effect.
کتاب تأثیری عمقی داشت.
It was a profound idea.
آن اندیشهای عمقی بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- deep
- intense
متضادها (انگلیسی)
- shallow
ترکیبهای رایج
- profound impact