پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

profound

عمقی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عمقی
  • ژرف
  • گود

معنی و کاربرد

  1. عمقی

    adjective — صفت
    English meaning

    Very great or deep; penetrating deeply.

    توصیف معنا یا تأثیر

    • The book had a profound effect.

      کتاب تأثیری عمقی داشت.

    • It was a profound idea.

      آن اندیشه‌ای عمقی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • deep
  • intense

متضادها (انگلیسی)

  • shallow

ترکیب‌های رایج

  • profound impact

واژه‌های مرتبط