انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
prohibition
تحریم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تحریم
- منع
- ممنوعیت
معنی و کاربرد
تحریم
noun — اسمEnglish meaningThe act of officially forbidding something, or an order that bans it.
منع رسمی یک کار یا کالا
The government announced a trade prohibition.
دولت تحریم تجاری اعلام کرد.
There is a prohibition on smoking here.
کشیدن سیگار در اینجا تحریم شده است.
The prohibition affected many industries.
این تحریم بسیاری از صنایع را تحت تأثیر قرار داد.
شکلهای واژه
- plural
- prohibitions
هممعنیها (انگلیسی)
- ban
- embargo
- interdiction
متضادها (انگلیسی)
- permission
ترکیبهای رایج
- impose a prohibition
- lift a prohibition
یادداشت کاربرد
تحریم یعنی منع رسمی و قانونی یک کار یا کالا.