پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

proportion

تناسب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تناسب
  • هماهنگی
  • نسبت

معنی و کاربرد

  1. تناسب

    noun — اسم
    English meaning

    A relationship of size, amount, or degree between things; balance.

    رابطهٔ هماهنگ میان اجزا

    • The proportion of women in the field is rising.

      تناسب حضور زنان در این رشته رو به افزایش است.

    • There is a good proportion between the rooms.

      تناسب خوبی میان اتاق‌ها وجود دارد.

  2. تناسب

    noun — اسم
    English meaning

    Harmony or agreement in design; suitability.

    هماهنگی و زیبایی در ترکیب

    • The building is admired for its proportions.

      این بنا به خاطر تناسب‌هایش ستوده می‌شود.

    • Her dress has perfect proportion.

      لباس او تناسب کاملی دارد.

شکل‌های واژه

plural
proportions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • balance
  • ratio
  • harmony

متضادها (انگلیسی)

  • disproportion

ترکیب‌های رایج

  • in proportion to
  • out of proportion

یادداشت کاربرد

تناسب هم نسبت عددی و هم هماهنگی و زیبایی را می‌رساند.

واژه‌های مرتبط