انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
radiant
تابناک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تابناک
- درخشان
- فروزان
معنی و کاربرد
تابناک
adjective — صفتEnglish meaningSending out light; shining brightly.
روشنایی و درخشندگی
The sun was radiant in the sky.
خورشید در آسمان تابناک بود.
She had a radiant smile.
او لبخندی تابناک داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- shining
- bright
- beaming
متضادها (انگلیسی)
- dim
- dull
ترکیبهای رایج
- radiant smile