انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
regulated
مقرراتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقرراتی
- قانونمند
- طبق آییننامه
معنی و کاربرد
مقرراتی
adjective — صفتEnglish meaningConforming to or governed by rules and regulations.
مطابق مقررات
This is a regulated market.
این بازاری مقرراتی است.
The process is strictly regulated.
این فرایند کاملا مقرراتی است.
هممعنیها (انگلیسی)
- regulated
- rule-bound
- formal