پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

relatives

اقوام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اقوام
  • خویشاوندان

معنی و کاربرد

  1. اقوام

    noun — اسم
    English meaning

    Persons connected by blood or marriage; members of one's family.

    خویشاوندان و خانواده

    • All our relatives came to the wedding.

      همهٔ اقوام ما به عروسی آمدند.

    • He has many relatives in the city.

      او اقوام زیادی در شهر دارد.

شکل‌های واژه

singular
relative

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • kin
  • family members

متضادها (انگلیسی)

  • strangers

ترکیب‌های رایج

  • close relatives
  • distant relatives

یادداشت کاربرد

اقوام جمع قوم است و در فارسی هم به خویشاوندان و هم به اقوام و ملت‌ها گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط