انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
released
رها به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رها
- آزاد
- ولشده
معنی و کاربرد
رها
adjective — صفتEnglish meaningSet free or allowed to go; no longer held or controlled.
چیزی یا کسی که آزاد شده است
The bird was released into the sky.
پرنده در آسمان رها شد.
He felt released from all his worries.
او از همهٔ نگرانیهایش رها احساس میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- free
- liberated
- let go
متضادها (انگلیسی)
- captive
- bound
ترکیبهای رایج
- set free
- released from prison
یادداشت کاربرد
رها در فارسی هم صفت و هم قید گونه بهکار میرود؛ فعل آن «رها کردن» است.