پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

released

رها به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رها
  • آزاد
  • ول‌شده

معنی و کاربرد

  1. رها

    adjective — صفت
    English meaning

    Set free or allowed to go; no longer held or controlled.

    چیزی یا کسی که آزاد شده است

    • The bird was released into the sky.

      پرنده در آسمان رها شد.

    • He felt released from all his worries.

      او از همهٔ نگرانی‌هایش رها احساس می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • free
  • liberated
  • let go

متضادها (انگلیسی)

  • captive
  • bound

ترکیب‌های رایج

  • set free
  • released from prison

یادداشت کاربرد

رها در فارسی هم صفت و هم قید گونه به‌کار می‌رود؛ فعل آن «رها کردن» است.

واژه‌های مرتبط