پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

religious duty

فریضه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فریضه
  • واجب دینی

معنی و کاربرد

  1. فریضه

    noun — اسم
    English meaning

    An obligatory act prescribed by religion, especially in Islam.

    تکلیف واجب شرعی

    • Prayer is a religious duty for Muslims.

      نماز برای مسلمانان یک فریضه است.

    • He never neglected his religious duties.

      او هرگز فرایض دینی خود را ترک نمی‌کرد.

شکل‌های واژه

plural
فرایض

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obligation
  • rite

ترکیب‌های رایج

  • perform a religious duty
  • religious duties

یادداشت کاربرد

فریضه به واجب شرعی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط