انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
remainder
مابقی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مابقی
- باقیمانده
- بقیه
معنی و کاربرد
مابقی
noun — اسمEnglish meaningThe part of something that is left over.
مقدار باقیمانده
She ate half and saved the remainder.
نیمی را خورد و مابقی را نگه داشت.
The remainder of the money was returned.
مابقی پول بازگردانده شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- rest
- balance
- residue
ترکیبهای رایج
- the remainder of
یادداشت کاربرد
مابقی در نوشتار رسمی به کار میرود.