پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

remaining

باقی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • باقی
  • باقی‌مانده
  • مانده

معنی و کاربرد

  1. باقی

    adjective — صفت
    English meaning

    Still left after other parts have been used or dealt with.

    آنچه مانده است

    • The remaining guests went home.

      مهمانان باقی به خانه رفتند.

    • Use the remaining time wisely.

      از زمان باقی‌مانده عاقلانه استفاده کن.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • leftover
  • residual
  • rest

متضادها (انگلیسی)

  • used up
  • gone

ترکیب‌های رایج

  • remaining time
  • the remaining items

یادداشت کاربرد

باقی بیشتر در معنای باقی‌مانده و مانده به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط