پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

residence

اقامت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اقامت
  • سکونت
  • ماندن

معنی و کاربرد

  1. اقامت

    noun — اسم
    English meaning

    The act of living in a particular place; the fact of residing somewhere.

    زندگی کردن در جایی

    • He took up residence in the city.

      او در آن شهر اقامت گزید.

    • Proof of residence is required.

      مدرکی دال بر اقامت لازم است.

    • After years of residence abroad, she returned home.

      پس از سال‌ها اقامت در خارج، به خانه بازگشت.

شکل‌های واژه

plural
residences

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dwelling
  • occupancy
  • habitation

ترکیب‌های رایج

  • take up residence
  • permanent residence
  • place of residence

واژه‌های مرتبط