انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
resident
باشنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- باشنده
- ساکن
معنی و کاربرد
resident
noun — اسمEnglish meaningA person who lives in a particular place.
کسی که در جایی زندگی میکند
The residents complained about the noise.
باشندگان از سر و صدا شکایت کردند.
She is a long-time resident of the city.
او از دیرباز باشندهٔ این شهر است.
هممعنیها (انگلیسی)
- inhabitant
- dweller
متضادها (انگلیسی)
- visitor
ترکیبهای رایج
- local resident