پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

resident

باشنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • باشنده
  • ساکن

معنی و کاربرد

  1. resident

    noun — اسم
    English meaning

    A person who lives in a particular place.

    کسی که در جایی زندگی می‌کند

    • The residents complained about the noise.

      باشندگان از سر و صدا شکایت کردند.

    • She is a long-time resident of the city.

      او از دیرباز باشندهٔ این شهر است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inhabitant
  • dweller

متضادها (انگلیسی)

  • visitor

ترکیب‌های رایج

  • local resident

واژه‌های مرتبط