انگلیسیبه فارسیverb — فعل
reside
مقیم شدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مقیم شدن
- ساکن شدن
- اقامت کردن
معنی و کاربرد
مقیم شدن
verb — فعلEnglish meaningTo take up residence and live in a place.
ساکن و مقیم شدن در جایی
They decided to reside in Tehran.
آنها تصمیم گرفتند در تهران مقیم شوند.
He resided abroad for years.
او سالها در خارج مقیم بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- settle
- dwell
ترکیبهای رایج
- reside abroad
یادداشت کاربرد
مصدر مرکب «مقیم شدن».