پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

rested

آرمیده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آرمیده
  • آسوده
  • استراحت‌کرده

معنی و کاربرد

  1. آرمیده

    adjective — صفت
    English meaning

    Having rested; calm and free from activity.

    آسوده و به‌دور از تلاش

    • She felt rested after the sleep.

      او پس از خواب آرمیده حس کرد.

    • The rested travellers set off again.

      مسافران آرمیده دوباره راه افتادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • relaxed
  • refreshed
  • reposed

متضادها (انگلیسی)

  • tired
  • weary

ترکیب‌های رایج

  • well rested

واژه‌های مرتبط