پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

restlessness

بی‌قراری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌قراری
  • ناآرامی
  • اضطراب

معنی و کاربرد

  1. بی‌قراری

    noun — اسم
    English meaning

    The inability to rest or relax; unease.

    ناتوانی در آرام گرفتن

    • A feeling of restlessness kept her awake.

      احساس بی‌قراری او را بیدار نگه داشت.

    • His restlessness worried his family.

      بی‌قراری او خانواده‌اش را نگران کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • agitation
  • unease

متضادها (انگلیسی)

  • calm

ترکیب‌های رایج

  • sense of restlessness

واژه‌های مرتبط