انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
restlessness
بیقراری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیقراری
- ناآرامی
- اضطراب
معنی و کاربرد
بیقراری
noun — اسمEnglish meaningThe inability to rest or relax; unease.
ناتوانی در آرام گرفتن
A feeling of restlessness kept her awake.
احساس بیقراری او را بیدار نگه داشت.
His restlessness worried his family.
بیقراری او خانوادهاش را نگران کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- agitation
- unease
متضادها (انگلیسی)
- calm
ترکیبهای رایج
- sense of restlessness