پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

rhythmic

موزون به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موزون
  • آهنگین
  • هماهنگ

معنی و کاربرد

  1. موزون

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a regular, pleasing rhythm; harmonious and well-balanced.

    دارای وزن و آهنگ

    • The poem has a rhythmic flow.

      این شعر جریانی موزون دارد.

    • She moved with rhythmic steps.

      او با گام‌های موزون حرکت کرد.

    • The music was soft and rhythmic.

      موسیقی نرم و آهنگین بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • melodious
  • harmonious
  • measured

متضادها (انگلیسی)

  • chaotic
  • unbalanced

ترکیب‌های رایج

  • rhythmic movement
  • rhythmic beat

یادداشت کاربرد

موزون یعنی دارای وزن و آهنگ و تناسب.

واژه‌های مرتبط