انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
ritual
آیینی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- آیینی
- مناسکی
معنی و کاربرد
آیینی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to rites or rituals; ceremonial.
صفت نسبی
It is a ritual dance.
این رقصی آیینی است.
They performed ritual acts.
آنان کارهای آیینی انجام دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- ceremonial
- liturgical
متضادها (انگلیسی)
- secular
ترکیبهای رایج
- ritual ceremony
- ritual dance
واژههای مرتبط
- rite
- ritual