انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sacrifice
قربانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قربانی
- فداکاری
معنی و کاربرد
قربانی
noun — اسمEnglish meaningThe act of giving up something valued for the sake of something else; an offering to a deity.
فدا کردن یا پیشکش
Parents make many sacrifices for their children.
والدین برای فرزندانشان قربانیهای زیادی میکنند.
They offered a sacrifice to the gods.
آنها به خدایان قربانی تقدیم کردند.
شکلهای واژه
- plural
- sacrifices
هممعنیها (انگلیسی)
- offering
- self-denial
ترکیبهای رایج
- make a sacrifice
- animal sacrifice