انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
scout
پیشاهنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پیشاهنگ
- جستجوگر
معنی و کاربرد
پیشاهنگ
noun — اسمEnglish meaningA person sent ahead to gather information.
نظامی و عمومی
The scout reported the enemy's position.
پیشاهنگ موقعیت دشمن را گزارش داد.
He joined the scouts as a boy.
او در کودکی به پیشاهنگی پیوست.
هممعنیها (انگلیسی)
- forerunner
- reconnoiterer
ترکیبهای رایج
- scout leader
- talent scout
یادداشت کاربرد
در فارسی به عضو سازمان پیشاهنگی نیز گفته میشود.