انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
secondhand
مستعمل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مستعمل
- دستدوم
- کارکرده
معنی و کاربرد
مستعمل
adjective — صفتEnglish meaningPreviously owned or used by someone else.
پیشتر استفادهشده و کارکرده
He bought a secondhand car.
او ماشینی مستعمل خرید.
Secondhand clothes are cheaper.
لباسهای مستعمل ارزانترند.
هممعنیها (انگلیسی)
- used
- pre-owned
متضادها (انگلیسی)
- new
ترکیبهای رایج
- secondhand car
- secondhand goods
یادداشت کاربرد
مستعمل به کالایی گفته میشود که قبلا استفاده شده است.