انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sedition
فتنه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فتنه
- آشوب
- بلوا
معنی و کاربرد
فتنه
noun — اسمEnglish meaningConduct or speech that encourages rebellion against authority.
رفتار یا گفتاری که به شورش دامن میزند
He was charged with sedition.
او به فتنهگری متهم شد.
The pamphlet was full of sedition.
آن جزوه پر از فتنه بود.
شکلهای واژه
- plural
- seditions
هممعنیها (انگلیسی)
- rebellion
- tumult
- unrest
متضادها (انگلیسی)
- order
ترکیبهای رایج
- incite sedition
- charged with sedition