انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
selfless
بیخویشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیخویشتن
- جانفدا
- ایثارگر
معنی و کاربرد
بیخویشتن
adjective — صفتEnglish meaningConcerned more with the needs of others than oneself; also, beside oneself with strong emotion.
کسی که از خودگذشتگی میکند یا از خود بیخود است
Her selfless act saved the child.
ایثارگری او جان کودک را نجات داد.
He was selfless in his devotion.
در دلدادگی بیخویشتن بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- altruistic
- self-sacrificing
- ecstatic
متضادها (انگلیسی)
- selfish
ترکیبهای رایج
- selfless devotion
- selfless service
یادداشت کاربرد
«بیخویشتن» هم به معنای ایثارگر و هم از خود بیخود است.