پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

selfless

بی‌خویشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌خویشتن
  • جان‌فدا
  • ایثارگر

معنی و کاربرد

  1. بی‌خویشتن

    adjective — صفت
    English meaning

    Concerned more with the needs of others than oneself; also, beside oneself with strong emotion.

    کسی که از خودگذشتگی می‌کند یا از خود بی‌خود است

    • Her selfless act saved the child.

      ایثارگری او جان کودک را نجات داد.

    • He was selfless in his devotion.

      در دلدادگی بی‌خویشتن بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • altruistic
  • self-sacrificing
  • ecstatic

متضادها (انگلیسی)

  • selfish

ترکیب‌های رایج

  • selfless devotion
  • selfless service

یادداشت کاربرد

«بی‌خویشتن» هم به معنای ایثارگر و هم از خود بی‌خود است.

واژه‌های مرتبط