انگلیسیبه فارسیverb — فعل
sever
گسستن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گسستن
- بریدن
- قطع کردن
معنی و کاربرد
گسستن
verb — فعلEnglish meaningTo cut or break a connection, relationship, or object completely.
بریدن یا قطع کردن پیوند یا جسم
The two countries decided to sever diplomatic ties.
دو کشور تصمیم گرفتند روابط دیپلماتیک را قطع کنند.
He severed the rope with one sharp stroke.
او طناب را با یک ضربه تیز برید.
شکلهای واژه
- past tense
- severed
- present participle
- severing
هممعنیها (انگلیسی)
- cut
- break
- disconnect
متضادها (انگلیسی)
- join
- connect
- tie
ترکیبهای رایج
- sever ties
- sever a limb
- sever relations
یادداشت کاربرد
گسستن هم برای جسم و هم برای پیوند و رابطه به کار میرود.