انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
shiny
براق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- براق
- درخشان
- صیقلی
معنی و کاربرد
براق
adjective — صفتEnglish meaningReflecting light; bright and polished.
درخشان و جلاداده
She wore shiny black shoes.
او کفشهای براق سیاه پوشیده بود.
The table was shiny and clean.
میز براق و تمیز بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- glossy
- gleaming
- lustrous
متضادها (انگلیسی)
- dull
- matte
ترکیبهای رایج
- shiny surface