انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sighted
بینا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بینا
- بیننده
- دارای بینایی
معنی و کاربرد
بینا
adjective — صفتEnglish meaningAble to see; having the power of sight.
در وصف کسی که توانایی دیدن دارد
He is blind in one eye but sighted in the other.
او یک چشمش نابیناست اما چشم دیگرش بیناست.
Sighted people often take vision for granted.
افراد بینا اغلب بینایی را چیزی بدیهی میپندارند.
The teacher helped both blind and sighted students.
معلم به دانشآموزان نابینا و بینا کمک کرد.
بینا
adjective — صفتEnglish meaningHaving insight or clear understanding; perceptive.
در معنای بصیرت و آگاهی
A sighted mind sees what others miss.
ذهن بینا چیزی را میبیند که دیگران از آن غافلاند.
She was sighted enough to foresee the danger.
او آنقدر بینا بود که خطر را پیشبینی کند.
هممعنیها (انگلیسی)
- seeing
- perceptive
متضادها (انگلیسی)
- blind
ترکیبهای رایج
- sighted person
- partially sighted
یادداشت کاربرد
بینا هم به معنی توانایی دیدن و هم به معنی بصیرت و آگاهی است.
واژههای مرتبط
- blind
- insightful