پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sighted

بینا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بینا
  • بیننده
  • دارای بینایی

معنی و کاربرد

  1. بینا

    adjective — صفت
    English meaning

    Able to see; having the power of sight.

    در وصف کسی که توانایی دیدن دارد

    • He is blind in one eye but sighted in the other.

      او یک چشمش نابیناست اما چشم دیگرش بیناست.

    • Sighted people often take vision for granted.

      افراد بینا اغلب بینایی را چیزی بدیهی می‌پندارند.

    • The teacher helped both blind and sighted students.

      معلم به دانش‌آموزان نابینا و بینا کمک کرد.

  2. بینا

    adjective — صفت
    English meaning

    Having insight or clear understanding; perceptive.

    در معنای بصیرت و آگاهی

    • A sighted mind sees what others miss.

      ذهن بینا چیزی را می‌بیند که دیگران از آن غافل‌اند.

    • She was sighted enough to foresee the danger.

      او آن‌قدر بینا بود که خطر را پیش‌بینی کند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • seeing
  • perceptive

متضادها (انگلیسی)

  • blind

ترکیب‌های رایج

  • sighted person
  • partially sighted

یادداشت کاربرد

بینا هم به معنی توانایی دیدن و هم به معنی بصیرت و آگاهی است.

واژه‌های مرتبط