پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

simultaneously

توامان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • توامان
  • همزمان
  • باهم

معنی و کاربرد

  1. توامان

    adverb — قید
    English meaning

    At the same time; occurring together.

    انجام دو کار همزمان

    • The two events happened simultaneously.

      این دو رویداد توامان رخ دادند.

    • She can speak and write simultaneously.

      او می‌تواند همزمان سخن بگوید و بنویسد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • at once
  • concurrently
  • together

متضادها (انگلیسی)

  • separately

ترکیب‌های رایج

  • happen simultaneously
  • work simultaneously

یادداشت کاربرد

توامان شکل ساده‌شده توأمان است.

واژه‌های مرتبط