پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

slippery

لغزنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لغزنده
  • سرخور
  • لیز

معنی و کاربرد

  1. لغزنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Difficult to hold or stand on because of smoothness.

    لیز و سخت بر پایدار

    • The road was slippery after rain.

      جاده پس از باران لغزنده بود.

    • Be careful on the slippery floor.

      روی زمین لغزنده مراقب باش.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • slick
  • greasy

متضادها (انگلیسی)

  • rough

ترکیب‌های رایج

  • slippery road

یادداشت کاربرد

لغزنده یعنی لیز و سخت برای راه رفتن یا نگه داشتن.

واژه‌های مرتبط