انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
slippery
لغزنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- لغزنده
- سرخور
- لیز
معنی و کاربرد
لغزنده
adjective — صفتEnglish meaningDifficult to hold or stand on because of smoothness.
لیز و سخت بر پایدار
The road was slippery after rain.
جاده پس از باران لغزنده بود.
Be careful on the slippery floor.
روی زمین لغزنده مراقب باش.
هممعنیها (انگلیسی)
- slick
- greasy
متضادها (انگلیسی)
- rough
ترکیبهای رایج
- slippery road
یادداشت کاربرد
لغزنده یعنی لیز و سخت برای راه رفتن یا نگه داشتن.