انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
soul
جان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جان
- روح
- نفس
معنی و کاربرد
جان
noun — اسمEnglish meaningThe spiritual part of a person; life itself.
معنوی
She has a kind soul.
او روحی مهربان دارد.
He risked his life.
جانش را به خطر انداخت.
جانم
noun — اسمEnglish meaningAn affectionate term used when addressing a loved one.
ابراز محبت
Come here, dear.
بیا اینجا، جانم.
My dear, be careful.
جانم، حواست باشد.
شکلهای واژه
- plural
- جانها
هممعنیها (انگلیسی)
- spirit
- life
- being
متضادها (انگلیسی)
- body
- corpse
ترکیبهای رایج
- soul and body
یادداشت کاربرد
جان هم به معنی روح و زندگی و هم لفظ محبتآمیز است.