پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

station

ایستگاه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ایستگاه
  • توقفگاه

معنی و کاربرد

  1. ایستگاه

    noun — اسم
    English meaning

    A regular stopping place on a route, or a place for a particular activity.

    محل توقف وسایل نقلیه

    • We waited at the bus station.

      ما در ایستگاه اتوبوس منتظر ماندیم.

    • The train stopped at the next station.

      قطار در ایستگاه بعدی ایستاد.

شکل‌های واژه

plural
stations

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stop
  • depot

ترکیب‌های رایج

  • train station
  • police station

واژه‌های مرتبط