پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

stinging

نیشدار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نیشدار
  • گزنده
  • نیش‌زننده

معنی و کاربرد

  1. نیشدار

    adjective — صفت
    English meaning

    Capable of or causing a sharp painful sting; sharply critical.

    دارای نیش یا سخن گزنده

    • A stinging insect landed on his arm.

      حشره‌ای نیشدار روی بازویش نشست.

    • She made a stinging remark.

      او سخنی گزنده گفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • piercing
  • biting
  • sharp

متضادها (انگلیسی)

  • soothing

ترکیب‌های رایج

  • stinging nettle
  • stinging remark

واژه‌های مرتبط