انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
stingy
تنگچشم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تنگچشم
- خسیس
- بخیل
معنی و کاربرد
تنگچشم
adjective — صفتEnglish meaningUnwilling to give or spend; miserly.
کسی که خرج نمیکند
He is too stingy to help.
او آنقدر تنگچشم است که کمک نمیکند.
A stingy man never shares.
مرد تنگچشم هرگز چیزی را تقسیم نمیکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- stingy
- miserly
- greedy
متضادها (انگلیسی)
- generous
ترکیبهای رایج
- stingy person