انگلیسیبه فارسیverb — فعل
stir
جنبیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جنبیدن
- تکان خوردن
- حرکت کردن
معنی و کاربرد
جنبیدن
verb — فعلEnglish meaningTo move slightly, or to begin to move or become active.
تکان خوردن و به حرکت درآمدن
The sleeping child stirred in bed.
کودک خفته در بستر جنبید.
No leaf stirred in the still air.
در هوای آرام هیچ برگی جنبید.
شکلهای واژه
- present
- میجنبد
هممعنیها (انگلیسی)
- move
- budge
- stir
متضادها (انگلیسی)
- freeze
- still