پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

stir

جنبیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جنبیدن
  • تکان خوردن
  • حرکت کردن

معنی و کاربرد

  1. جنبیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To move slightly, or to begin to move or become active.

    تکان خوردن و به حرکت درآمدن

    • The sleeping child stirred in bed.

      کودک خفته در بستر جنبید.

    • No leaf stirred in the still air.

      در هوای آرام هیچ برگی جنبید.

شکل‌های واژه

present
می‌جنبد

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • move
  • budge
  • stir

متضادها (انگلیسی)

  • freeze
  • still

واژه‌های مرتبط