انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
stranger
غریبه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غریبه
- ناشناس
- بیگانه
معنی و کاربرد
غریبه
noun — اسمEnglish meaningA person whom one does not know.
آدم ناشناس
Don't talk to strangers.
با غریبهها حرف نزن.
A stranger knocked at the door.
غریبهای در زد.
She was a stranger in the city.
او در آن شهر غریبه بود.
شکلهای واژه
- plural
- strangers
هممعنیها (انگلیسی)
- outsider
- unknown
متضادها (انگلیسی)
- friend
ترکیبهای رایج
- total stranger