پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

strength

قوت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قوت
  • نیرو
  • توان

معنی و کاربرد

  1. قوت

    noun — اسم
    English meaning

    The quality of being physically strong; power.

    در معنای نیروی جسمی

    • He lifted the rock with great strength.

      او سنگ را با قوت بسیار بلند کرد.

    • She regained her strength after illness.

      او پس از بیماری قوت خود را بازیافت.

  2. قوت

    noun — اسم
    English meaning

    A source of nourishment or support.

    در ترکیب قوت غالب و قوت لایموت

    • Bread is the staff of life.

      نان قوت غالب مردم است.

    • Soup gave him strength.

      سوپ به او قوت بخشید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • power
  • force
  • might

متضادها (انگلیسی)

  • weakness
  • frailty

ترکیب‌های رایج

  • physical strength
  • gather strength

واژه‌های مرتبط