انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
struggle
کشمکش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشمکش
- جدال
- درگیری
معنی و کاربرد
کشمکش
noun — اسمEnglish meaningA hard fight or a great effort against difficulty.
نبرد یا تلاش سخت
Their struggle for freedom lasted years.
کشمکش آنها برای آزادی سالها طول کشید.
He described his daily struggle with illness.
او کشمکش روزانهاش با بیماری را توصیف کرد.
شکلهای واژه
- plural
- struggles
هممعنیها (انگلیسی)
- conflict
- battle
- strife
متضادها (انگلیسی)
- peace
ترکیبهای رایج
- power struggle
- struggle for freedom