انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
successful
کامیاب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کامیاب
- موفق
- پیروز
معنی و کاربرد
کامیاب
adjective — صفتEnglish meaningAccomplishing a desired aim or purpose; successful.
برای توصیف فرد یا کار موفق
She is a successful doctor.
او پزشکی کامیاب است.
The project was successful.
پروژه کامیاب بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- successful
- prosperous
- triumphant
متضادها (انگلیسی)
- unsuccessful
- failed
ترکیبهای رایج
- successful career
- highly successful