انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
successive
پیاپی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پیاپی
- متوالی
معنی و کاربرد
پیاپی
adjective — صفتEnglish meaningFollowing one after another without interruption.
They won three successive matches.
سه بازی پیاپی را بردند.
He failed on successive attempts.
در تلاشهای پیاپی ناکام ماند.
هممعنیها (انگلیسی)
- consecutive
- running
متضادها (انگلیسی)
- intermittent
ترکیبهای رایج
- successive days
یادداشت کاربرد
پیاپی بیشتر به شکل قید به کار میرود.