پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

successive

پی‌درپی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پی‌درپی
  • پیاپی
  • متوالی

معنی و کاربرد

  1. پی‌درپی

    adjective — صفت
    English meaning

    Following one after another without interruption; consecutive.

    پشت سر هم و بی‌وقفه

    • The team won three successive matches.

      تیم سه بازی پی‌درپی را برد.

    • Successive rains flooded the fields.

      باران‌های پی‌درپی زمین‌ها را زیر آب برد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • consecutive
  • straight
  • sequential

متضادها (انگلیسی)

  • intermittent
  • occasional

ترکیب‌های رایج

  • successive years
  • successive victories

یادداشت کاربرد

پی‌درپی بر پیوستگی و بی‌فاصله بودن دلالت دارد.

واژه‌های مرتبط