پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

suffering

دردمندی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دردمندی
  • رنج
  • درد

معنی و کاربرد

  1. دردمندی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of experiencing pain or distress; also compassion.

    حالت رنج کشیدن؛ نیز دلسوزی

    • Her suffering moved everyone.

      رنج او همه را متأثر کرد.

    • He bore his suffering in silence.

      او رنج خود را در سکوت تحمل کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pain
  • affliction
  • distress

متضادها (انگلیسی)

  • comfort
  • ease

واژه‌های مرتبط