پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sure

مطمئن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مطمئن
  • بی‌شک
  • یقین‌دار

معنی و کاربرد

  1. مطمئن

    adjective — صفت
    English meaning

    Confident that something is true or will happen; certain.

    توصیف اطمینان و یقین

    • I am sure of the answer.

      من از پاسخ مطمئنم.

    • She felt sure she had locked the door.

      او مطمئن بود که در را قفل کرده است.

  2. قابل‌اعتماد

    adjective — صفت
    English meaning

    Reliable or steady; certain to be effective.

    توصیف چیزی قابل اعتماد و استوار

    • He is a sure friend.

      او دوستی قابل‌اعتماد است.

    • That is a sure way to succeed.

      آن راهی مطمئن برای موفقیت است.

شکل‌های واژه

comparative
surer
superlative
surest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • certain
  • confident
  • positive

متضادها (انگلیسی)

  • unsure
  • doubtful

ترکیب‌های رایج

  • make sure
  • for sure
  • sure of

واژه‌های مرتبط