انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sympathetic
همدل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همدل
- دلسوز
- همدرد
معنی و کاربرد
همدل
adjective — صفتEnglish meaningFeeling or showing sympathy; sharing another's feelings; like-minded.
کسی که با دیگری همدردی و همراهی میکند
She was very sympathetic when I lost my job.
وقتی کارم را از دست دادم او بسیار همدل بود.
He found a sympathetic friend to talk to.
دوستی همدل برای گفتوگو یافت.
هممعنیها (انگلیسی)
- compassionate
- understanding
- kindred
متضادها (انگلیسی)
- indifferent
- unsympathetic
ترکیبهای رایج
- sympathetic ear
- sympathetic response
یادداشت کاربرد
همدل هم به معنای دلسوز و همدرد و هم به معنای همفکر و همعقیده است.
واژههای مرتبط
- compassion
- kindred