انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sympathy
همدردی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- همدردی
- دلسوزی
معنی و کاربرد
همدردی
noun — اسمEnglish meaningSharing the feelings of another, especially sorrow.
شریک شدن در احساس دیگری، بهویژه غم
She expressed her sympathy.
او همدردی خود را ابراز کرد.
He offered sympathy to the family.
او به خانواده همدردی کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- compassion
- empathy
متضادها (انگلیسی)
- indifference
ترکیبهای رایج
- express sympathy