پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

system

نظام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظام
  • سیستم
  • سازمان

معنی و کاربرد

  1. نظام

    noun — اسم
    English meaning

    A set of connected things or parts forming a complex whole; an organized scheme or method.

    مجموعه ای منظم از اجزا یا قواعد

    • The education system needs reform.

      نظام آموزشی به اصلاح نیاز دارد.

    • They built a new legal system.

      آنها نظام حقوقی جدیدی بنا کردند.

    • The system works well.

      این نظام خوب کار می کند.

شکل‌های واژه

plural
systems

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • structure
  • framework
  • scheme

متضادها (انگلیسی)

  • chaos
  • disorder

ترکیب‌های رایج

  • legal system
  • education system
  • system of government

یادداشت کاربرد

نظام هم در معنای سیستم و هم در معنای نظم و ترتیب به کار می رود.

واژه‌های مرتبط