انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
system
نظام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نظام
- سیستم
- سازمان
معنی و کاربرد
نظام
noun — اسمEnglish meaningA set of connected things or parts forming a complex whole; an organized scheme or method.
مجموعه ای منظم از اجزا یا قواعد
The education system needs reform.
نظام آموزشی به اصلاح نیاز دارد.
They built a new legal system.
آنها نظام حقوقی جدیدی بنا کردند.
The system works well.
این نظام خوب کار می کند.
شکلهای واژه
- plural
- systems
هممعنیها (انگلیسی)
- structure
- framework
- scheme
متضادها (انگلیسی)
- chaos
- disorder
ترکیبهای رایج
- legal system
- education system
- system of government
یادداشت کاربرد
نظام هم در معنای سیستم و هم در معنای نظم و ترتیب به کار می رود.