پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

temporary

موقتی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موقتی
  • گذرا
  • ناپایدار

معنی و کاربرد

  1. موقتی

    adjective — صفت
    English meaning

    lasting for a limited time; provisional

    کار موقتی

    • This is only a temporary solution.

      این تنها راهحلی موقتی است.

    • He took a temporary job.

      او کاری موقتی گرفت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • provisional
  • interim
  • short-term

متضادها (انگلیسی)

  • permanent
  • lasting

ترکیب‌های رایج

  • temporary job
  • temporary solution

واژه‌های مرتبط